ي
![]()
يادداشتها و توضيحات
شمارهٴ (٤۱_٥٠)
طبق احکام کتاب مبارک بيان به اولاد شخص متوفّی نُه قسمت ارث تعلّق میگرفت که عبارت بود از ٥٤٠ سهم. و اين مقدار کمتر از ربع ما ترک شخص متوفّی است. جمال اقدس ابهی سهم آنان را مضاعف فرمودند که به ١٠٨٠ سهم بالغ میگردد و از سهام شش طبقه ديگر ورّاث کاستند و در آيه فوق اصل مقصد اين حکم ١٣٤ و چگونگی توزيع ميراث را بيان میفرمايند (سؤال و جواب، فقره ٥)
در کتاب مستطاب اقدس هرگاه ذکر بيت العدل آمده جمال مبارک واضحاً تصريح نفرموده اند که مراد بيت العدل اعظم است يا بيت العدل محلّی، يعنی دو مؤسّسهای که تشکيلش در امّ الکتاب مصرّح است. هيکل اطهر ذکر "بيت العدل" را به طور کلّی میفرمايند. در اين صورت تشخيص اينکه کدام يک از اين بيوت عدل مقصود است بستگی به اجرای هر حکمی دارد که در آينده بايد تعيين گردد. در يکی از الواح حضرت عبدالبهاء مال بی وارث را از جمله منابع درآمد مخزن محلّی به حساب میآورند. اين امر میرساند که مقصد از بيت العدل که در فقرات مربوط به ارث در کتاب مستطاب اقدس مذکور گشته بيت العدل محلّی است.
حضرت بهاءاللّه توضيح میفرمايند که اين حکم در کل و بعض هر دو جاری است يعنی هر کدام از ساير ورّاث نباشند دو ثلث به ذرّيه راجع و ثلث به بيت عدل (سؤال و جواب، فقره ٧). ١٣٥
در لوحی حضرت عبدالبهاء میفرمايند که بيت مسکونی و البسه مخصوصه، در صورتی که
شخص متوفّی مرد باشد، به پسران او تعلّق میيابد. اگر پسر ارشد حيات داشته
باشد هر دو به او راجع است، و الّا به پسر ثانی و اگر ثانی فوت شده باشد به پسر
ثالث میرسد و قس علی ذلک. حضرت عبدالبهاء توضيح میفرمايند که اين از
امتيازات ولد بکر است که در جميع شرايع الهيّه رعايت شده، چنانچه در لوحی میفرمايند: در جميع شرايع الهيّه ولد بکر امتيازات فوق العاده داشته حتّی ميراث
نبوّت تعلّق به او داشت. همراه با امتيازاتی که به پسر ارشد داده شده وظايفی هم
بعهده او واگذار شده است. مثلاً ولد بکر وجداناً موظّف است که محضاً للّه
ملاحظه مادر خود را نموده و احتياجات ساير ورّاث را نيز ملحوظ دارد.
جمال اقدس ابهی در بيان اين فقره از احکام ارث چنين فرمودهاند که اگر شخص متوفّی
بيش از يک خانه مسکونی داشته باشد، اعلی و اشرف آن بيوت به فرزند ذکور میرسد.
ساير بيوت، همراه با ديگر اموال شخص متوفّی، بين ورّاث تقسيم میگردد
(سؤال و جواب، فقره ۳٤). اگر فرزند ذکور موجود نباشد دو ثلث بيت مسکونی و
١٣٦
البسه مخصوص پدر به دختران او و ثلث ديگر به بيت العدل راجع است (سؤال و جواب،
فقره ٧٢). همچنين میفرمايند که اگر شخص متوفّی زن باشد لباسهای مستعمل او بين
دخترانش به طور مساوی تقسيم میگردد و البسه غير مستعمل، جواهرات و ساير اموال
او بين ورّاثش تقسيم میشود. لباسهای مستعمل او نيز، اگر دختر نداشته باشد،
بين همه ورّاث تقسيم میگردد
(سؤال و جواب، فقره
۳٧).
اين فقره از احکام ارث در صورتی اجرا میشود که پسری قبل از فوت پدر يا مادرش وفات نمايد. اگر دختری قبل از فوت والدينش وفات نموده و فرزندانی باقی گذاشته باشد، سهم ارث او بين هفت طبقه ورّاث مصرّحه در کتاب مستطاب اقدس تقسيم میگردد (سؤال و جواب، فقره ٥٤)
کلمه "امين" علاوه بر معنی لغوی در حقّ نفوسی مصداق میيابد که حايز صفاتی نظير قابليّت اعتماد، صداقت، وفاداری، راستی، ١٣٧ درستکاری و امثال آن باشند. در اصطلاح حقوقی کلمه "امين" به نفوسی چون معتمد، ضامن، متصدّی، ولىّ و قيّم اطلاق میشود.
در مورد تقسيم ارث، جمال اقدس ابهی تصريح میفرمايند که هزينه کفن و دفن ميّت بر ساير مخارج مقدّم است، بعد از آن اداء ديون است و سپس پرداخت حقوق اللّه (يادداشت شماره ۱۲٥، سؤال و جواب، فقره ٩). همچنين میفرمايند که پرداخت اين وجوه بايد از ماترک شخص متوفّی سوای خانه مسکونی و البسه مخصوصه تأمين شود و اگر کافی نبود از اين اموال استفاده شود (سؤال و جواب، فقره ۸٠) .
حضرت نقطه اولی در کتاب مبارک بيان عربی در وصف حکم ارث میفرمايند: ذلک من مخزون العلم فی کتاب اللّه لن يغيّر و لن يبدّل. همچنين میفرمايند که ارقامی که ارثيّه بر حسب آنها تقسيم میشود حايز رمزی است مُدلّ بر عرفان من يظهره اللّه. ١٣۸ حرف ط در حساب ابجد معادل با عدد نُه (٩) و در کتاب مبارک بيان اين عدد اولين رقم است در تقسيم ارث. زيرا حضرت اعلی سهم اولاد را نُه قسمت مقرّر فرموده بودند. اهميت عدد نُه در اين است که معادل عدد اسم اعظم بهاء است و در اين بيان مبارک به اين اسم اشاره شده قوله الاحلی: اسم المخزون الظّاهر الممتنع المنيع (يادداشت شماره ۳۳).
مؤسّسه بيت العدل عبارت است از هيأتهای انتخابی که در سطح محلّی، ملّی و بين
المللی به تمشيت امور جامعه میپردازد. جمال اقدس ابهی تأسيس بيت العدل اعظم و
بيت العدل محلّی را در کتاب مستطاب اقدس تصريح فرمودهاند. حضرت عبدالبهاء نيز
در الواح وصايا دستور تشکيل بيت العدل خصوصی (ملّی يا منطقهای) را صادر و کيفيّت
انتخاب بيت العدل اعظم را تشريح فرمودهاند.
مراد از بيت العدل مذکور در آيه فوق بيت العدل محلّی است. اين هيأت در نقاطی
تشکيل میشود که تعداد مؤمنين مقيم و بالغ آن به نُه نفر يا بيشتر رسيده باشد.
حضرت ولىّ امراللّه برای اين منظور سنّ بلوغ اداری را موقّتا بيست و يک سالگی
مقرّر و فرمودهاند که
١٣٩
به اراده بيت العدل اعظم در آتيه قابل تغيير است.
بيوت عدل محلّی و خصوصی در حال حاضر به محافل روحانی محلّی و ملّی موسومند.
حضرت ولىّ امراللّه میفرمايند:
اين تسميه موقّت است... در آينده چون مقاصد و مقام امر بهائی بهتر مفهوم و
شناخته شود اين هيأتها به اسم شايسته و دائميشان، يعنی بيت العدل ناميده
خواهند شد. امّا در آينده اين محافل روحانی فقط نامشان تغيير نمیيابد بلکه
اختيارات و مسئوليتهای ديگری نيز بر وظايف کنونی آنها افزوده خواهد شد که مناسب
و مطابق با شناسائی بيشتر امر حضرت بهاءاللّه باشد زيرا در آن زمان آئين بهائی
نه فقط به عنوان يک نظام دينی بلکه به صورت دين رسمی يک کشور مستقل شناخته خواهند
شد. (ترجمه)
کلمه "بهاء" به حساب ابجد معادل عدد ٩ است. بيت العدل اعظم و همچنين محافل روحانی محلّی و ملّی هر کدام در حال حاضر نُه (٩) عضو دارند. اين حد اقلّ تعداد اعضائی است که حضرت بهاءاللّه مقرّر فرمودهاند. ١٤٠
![]()